الشيخ رسول جعفريان
1140
رسائل حجابيه (فارسى)
سلب كرد . در سنن ابو داود جلد اول صفحهء 499 در شأن نزول اين آيه مىنويسد : انس بن مالك گفت عادت يهود اين بود كه همينكه زنى از آنها حائض مىشد او را از خانه بيرون مىكردند ، نه با او غذا مىخوردند و نه از ظرف او آب مىآشاميدند و نه با او در يك اتاق مىزيستند . لهذا از رسول خدا در اينباره سؤال شد و اين آيه نازل گشت . رسول خدا از دورى گزيدن از آنها منع كرد و فرمود جز همبسترى هيچ ممنوعيت ديگرى ندارند . از نظر اسلام زن حائض حكم يك انسان به اصطلاح « محدث » را يعنى انسان فاقد وضو و غسل را دارد كه در آن حال از نماز و روزه محروم است . هر موجب « حدث » نوعى پليدى است كه با « طهارت » يعنى وضو يا غسل مرتفع مىگردد . بدين معنى حيض را نيز مىتوانيم مانند جنابت ، خواب ، بول و غيره پليدى بدانيم . ولى اين نوع پليدى اولا اختصاص به زن ندارد و ثانيا با غسل يا وضو مرتفع مىگردد . در ميان يهوديان و زردشتيان با زن حائض مانند يك شىء پليد رفتار مىشده است و اين جهت ، هم در زن و هم در مرد اين فكر را به وجود آورده كه زن موجود پست و پليدى است ، و مخصوصا خود زن در آن حالت احساس شرم و نقص مىكرده خود را مخفى مىساخته است . قبلا از ويل دورانت نقل كردهايم كه گفت : پس از داريوش مقام زن مخصوصا در ميان طبقهء ثروتمندان تنزل پيدا كرد . زنان فقير چون براى كار كردن ناچار از آمدوشد در ميان مردم بودند آزادى خود را حفظ كردند . ولى در مورد زنان ديگر گوشهنشينى زمان حيض كه برايشان واجب بود رفتهرفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگانى اجتماعى ايشان را فراگرفت . و هم او مىگويد : نخستين مرتبه كه زن حيا و شرم را احساس كرد آن وقت بود كه فهميد در هنگام حيض نزديكشدن او با مرد ممنوع است . دربارهء اينكه زن ابتدا در خود احساس نقص مىكرده است و سبب شده كه هم خود او و هم مرد او را موجود پست بشمارد سخنان زيادى گفته شده است . خواه آن سخنان درست باشد و خواه نادرست ، با فلسفهء اسلام دربارهء زن و پوشيدگى زن رابطهاى ندارد . اسلام نه حيض را موجب پستى و حقارت زن مىداند و نه پوشيدگى را به خاطر پستى و حقارت زن عنوان كرده است ، بلكه منظورهاى ديگرى داشته است ، چنانكه بعدا خواهيم گفت .